راهکار های عدالت اجتماعی در افغانستان


چکونه میتوانیم یک ملت واحد شویم؟
نویسنده و پژوهشگر : محمد الیاس حبیبی

عدالت اجتماعی فرایند است که در آن تمام اقشار ، اقوام و اقلیت های کشور را در بر گرفته . تمام اقشار کشور در برابر قانون مکلف هستند ، تطبیق قانون بدون امتیاز به قشر خاص بالای همه اتباع کشور یکسان باشد ، اساس یک جامعه متمدن و پیشرفته را عدالت اجتماعی تشکیل میدهد .
برعکس جامعه ای که در ان عدالت اجتماعی تامین نشده باشد درگیر مشکلات خیلی پیجگچده و در بعضی موارد حتا لاینحل میگردد کی نظیر خوب أن کشور ما افغانستان است .

نظام قانونمد و پاسخگو را میتوانیم یکی از شاخص خوب تامین عدالت اجتماعی گفت به شرطیکی در راس این چنین نظام اشخاص متحد ، صادق و عاری از هر نوع فساد باشد . طرحه چنین نظام قانونمند و پاسخگو نیاز به رهبري و مدیریت سنجیده دارد تا باشد با رویکرد ها ، پالیسي ها و برنامه های جامع/ مشخص و واضیح راه حل ها برای عدالت اجتماعی را رقم زند.
قبلاً نیز تذکر داده شد که عدالت اجتماعی فرایند وسیع است و نیاز به پژوهش علمی زیاتر دارد ، یک سلسله راهکار های که از آن میتوانیم در تامین عدالت اجتماعی کار گرفت به
شکل فشرده یاد اوری میکنیم.

1.برابری تمام اقشار ، اقوام و اقلیت های کشور:

برابری از مهم‏ترین ابعاد و بلكه اصلی‏ترین معنای عدالت است. معنای برابری این است كه همه افراد صرف نظر از ملیت، جنس، نژاد و مذهب، در إجرا كار انجام شده از حق برابر به منظور استفاده از نعمت‏های مادی و معنوی موجود در جامعه برخوردار باشند. به عبارتی، معنای مساوات این است كه هیچ ملاحظه شخصی در كار نباشد.برابری اجتماعی در سه عرصه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نمود می‏یابد.

2.مشارکت سیاسی و سهم گیری تمام اقشار کشور در قدرت:

مشاركت سیاسی روندی است كه طی آن، قدرت سیاسی میان افراد جامعه توزیع می‏گردد؛ به این معنا كه تمامی شهروندان از حق تصمیم‏گیری، ارزیابی، انتخاب و انتقاد بهره‏مند می‏شوند. بنیاد نظری مشاركت بر این اصل استوار است كه حكومت از آن مردم و برای مردم و در جهت اعتقادات و خواسته‏ها و منافع آنان است و بنابراین، این مردم هستند كه باید زمام‏دار امور باشند، ولی از آن جایی كه گردش امور و هدایت آن از سوی كلیه افراد ممكن نیست، تعدادی از شهروندان به نمایندگی از مردم هدایت امور را بر عهده می‏گیرند. اما همان گونه كه گفته شد انتخاب افراد، نظارت و ارزیابی، ارایه پیشنهاد و انتقاد از آنها و نیز تعیین اهداف نظام و جهت‏گیری كلی آن، از سوی مردم و با موافقت آنان و بر اساس نظام ارزشی آنان انجام می‏شود.

3. توازن‏ :

توازن با توزیع عادلانه ارتباط بسیاری دارد. البته نه تنها به این معنا كه امكانات به طور شایسته و صحیح به افراد مستحق برسد، بلكه علاوه بر آن، امكانات به حد لازم و مورد نیاز وجود داشته باشد. هر چیزی كه اجتماع لازم دارد، باید به اندازه كافی موجود باشد.

نكته دیگر در بحث توازن، این است كه امكانات به نحو صحیح در جامعه تقسیم گردد ، برای مثال در جامعه كارهای فراوانی در بخش‏های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و ... وجود دارد. اولاً: این كارها باید میان افراد تقسیم شود و بعداً: تقسیم كار باید به اندازه كافی و ضروری باشد و طبق نیازهای هر بخش، بودجه و نیرو مصرف گردد. از پیدایش شكاف طبقاتی و ایجاد طبقه مرفه و ثروتمند در سویی، و طبقات فقیر و نیازمند در سوی دیگر جلوگیری می‏كند. توازن، مصلحت كل جامعه را تأمین می‏كند و به این مسئله توجه دارد كه توزیع نقش‏ها و امكانات، بخشی، مقطعی و محدود نباشد، بلكه همه جانبه بوده و كلیه بخش‏ها و افراد را در بر گیرد.

4. برقراری صلح در کشور:
یکی از فکتور ها غیر قابل اجتناب در فرایند تشکیل گیری عدالت اجتماعی برقراری صلح است . در افغانستان نبود صلح و جنگ های نیابتی بستر بی عدالتی های مختلف النوع بلخصوص بی عدالتی اجتماعی را به وجود أورده ، تا نظام توانمند و صلح آمیز تشکیل نگیرد عدالت اجتماعی تامین نمی شود و این ارتباط مستقیم به ایجاد أتش بس دایمی دارد.

5. حس عدالت خواهی اتباع کشور:
اتباع کشور مانند ملیت های زنده و کارا باید از حقوق و امتیازات خود دفاع کند ، این حق مسلم تمام اقشار کشور است. تا حس عدالت خواهی در بین مردم نباشد ممکن بی عدالتی در جامع حاکم باشد. در کشور های کی نظام های ارزشی خوب و نظام یافته دارند مردم از هر حق مشروع خود دفاع کرده و حکومت ها نیز مکلف بوده به حل آن رسیده گی کنند بلخصوص در مسایل عدالت اجتماعی ، مگر حدود ان توسط پالیسی های سنجیده کشور ها قبلأ واضیح شده .

6.اگاهی عامه و باخبری اتباع کشور از عدالت اجتماعی:
یکی از راهکار های مناسب و خوب برای تامین عدالت اجتماعی داشتن اگاهی عامه اتباع در تامین عدالت اجتماعی و ارزش های عدالت اجتماعی است، حکومت منحیث ارگان پاسخگو باید به اتباع کشور در مورد عدالت اجتماعی اگاهی لازم را بدهند تا تمام اقشار کشور بتواند از ارزش های عدالتی اجتماعی دفاع کند و اگاهی لازم در این خصوص داشته باشد.

7. ارایه خدمات عامه بدون تبعض برای همه:
ارایه خدمات عامه برای نظام مند سازی عدالت اجتماعی یک رویکرد خوب است. یکی از عناصر حکومت داری خوب ارایه خدمات عامه نظیر صحت ، اموزش ، حکومتداری، دفاع از تمامیت ارضی و موارد دیگر . تشخصی منابع و استفاده موثر ان است ، به اندازه که ارایه خدمات بدون تبعض به مردم قوت یابد عدالت اجتماعی نیز تامین تر خواهد شد.

9.محوه هر گونه ظلم و استثمار:
دولت مکلف است برای تامین عدالت اجتماعی . شکاف های طبقاتی را در یک سف مسؤل در برابر قانون بدون امتیاز به گروه مشخص قرار دهد و جلوگیری کند از هر نوع ظلم و ستم در بین طبقات اجتماع همچنان حکومت مکلف است تا از هر نوع تجاوز بیگانه گان بر اتباع و حریم کشور جلوگیری و در صورت امکان پاسخ بلمثل نشان دهد.

در نتیجه گفته میتوانیم عدالت اجتماعی فرایند کُلی است که نیاز مبرم به تحکیم نظام قانونمد، عاری از فساد و استوار بر ارزش های انفرادی و جمعی افراد ، اقشار و اقلیت های کشور می باشد.

چگونه میتوانیم یک ملت واحد شویم!?

شکل گیری یک ملت واحد نیاز مبرم به بسیج تمام اقشار کشور دارد ، عدالت اجتماعی نیز بر ایجاد یک ملت واحد اثر
گذار است.

* مفهوم ملت سازی

ملت سازی اشاره به عبور درک و دانائی افراد، گروهها و تمامی اعضای جامعه به یک تصور و درک عمومی بزرگتر و احساس نزدیکی و خویشاوندی به یک «ما»  انتزاعی و کلی به نام ملت دارد، یک «اجتماع تخیلی» که افراد  همه ای اعضای  آن را می بیند و نه می شناسد، اما این احساس در آن ها شکل گرفته است که اعضای شکل گیری ملت، به مرحله ای برتری از افکار و احساسات رسیده است که با حفظ وفاداری های سنتی خود می تواند اجتماع بزرگتر و برتر از تصورات قدیمی و کوچک را تصور کند که همۀ آن ها را در دل خود جای داده است.

"مجله فانوس - .Fanoose.af"



1. عوامل تاثیر گذار در روند ملت سازی:

مجموعه ای از عوال زیر باعث خواهد شد که فرایند ملت سازی در یک جامعه ایجاد و یا تقویت گردد.

* نخبگان: فقدان سواد و آگاهی عمومی، روستانشینی، وجود دولت های خودکامه، ضعف نهاد های مدنی و فقر گسترده در افغانستان باعث شده است که تودۀ مردم تا حدود زیادی در حاشیه سیاست قرار گیرد و مسایل سیاسی در محدودۀ رهبران مطرح و حل و فصل گردد. توده ها فقط زمانی در مسایل سیاسی مشارکت دارند که رهبران حضور و مشارکت آنها رابه نفع خود تشحیص دهند یا بهره گیری از احساسات و عواطف آنان که به شدن احساساتی نیز هستند مردم را به سوی مقاصد خود تحریک و بسیج نمایند از این رو مردم خود نقش فعال در موضع گیری هاا و ایجاد خوادث ندارند

*مشارکت نهادمند: هرجامعه متشکل از اقشار، گروهها و قومیت های گوناگون است. جامعه ای که عاری از دسته بندیها، طبقات و اقوام متفاوت باشد وجود ندارد. این تقسیم بندی ها در درون هر جامعه باعث شکل گیری مطالبات و تقاضای گوناگون می شود. وجود این مطالبات به خودی خود مشکل آفرین نیست، بلکه نخوۀ مدیریت آنهاست که آنها را بصورت فرصت و یا تهدید مطرح می کند. در جوامعی که نهاد های مشارکت قانونی از قبیل احزاب، گروهها و مطبوعات وجود ندارد؛ دولتها خود تعیین می کند که اقشار مختلف اجتماعی مردم چه می خواهند و منابع چگونه باید تخصیص شود، بدون آنکه واقعاً مطالبات مردم را درک کند/ و همین دوری از مطالبات واقعی مردم شکاف میان دولت و ملت را هر روز بیشتر می کند و اگر در جائی متوقف نشود دیر یا زود خشم های فرو خوردۀ مردم اندک اندک جمع شده و تبدیل به انفجار خواهد شد. اما اگر نظام سیاسی به گونه ای باشد که ابزار های مشارکت قانونی وجود داشته و مردم بتواند تقاضای های خود رادر سطح سیاست های عمومی بازتاب دهد و دولت نیز پاسخگو باشد، رابطه ای دوستانه ای میان دولت و ملت ایجاد خواهد شد و جائی برای کنش های
خشونت آمیز باقی نخواهد ماند.

"مجله فانوس - .Fanoose.af

  *سیاست های دولت: ملت سازی در کشورهای مختلف با دو شیوه ای متفاوت انجام شده است. در بعضی از دولت های این مهم از طریق سیاست« شبیه سازی» انجام گرفته است. در این روش سعی بر این بوده است که هویت های مختلف زبانی، قومی و مذهبی و فرهنگی به کلی نابود شود و فرهنگ قوم برتر با زور و اجبار بر همۀ اقوام و گروهها تحمیل گردد؛ تا از این طریق هویت واحدی شکل بگیرد. اما در عده ای از کشور ها هیچ گونه تحمیل ویا اجبار و حذف هویت های متفاوت صورتنگرفته است بلکه تمام تلاش بر این بوده است که ضمن پذیرش هویت های متفاوت قومی، زبانی و مذهبی، ارزش ها، باورها، هنجارها و نمادهای جدیدی در جامعه خلق گردد که فراتر و بر تر از فرهنگ و عقاید هر قوم قبیله است. در این روش های برتری دست می یابد که همۀ اقوام و گروههای ساکن دریک جغرافیای معین را فرا می گیرد. نمونۀ کامل این روش را می توان در کشورهای توسعه یافته مشاهده نمود. در این کشورها ارزش برتر همان ملیت آنان است اما به هویت های فروملی آنان نیز هیچ گونه تحمیلی وجود ندارد.

"مجله فانوس - .Fanooseaf

 * عدالت اجتماعی: عدالت اجتماعی به معنی توزیع عادلانه منابع ارزشمند ( قدرت، ثروت، معرفت) و ایجاد فرصت های برابر از عوامل بسیار مهم در تقویت همگرائی و ایجاد ملت سازی است. جامعه ای که در آن انحصار منابع کمیاب وجود داشته باشد و عده ای از دسترسی به آن و ارتقاء اجتماعی محرو باشد هیچ گاه بذر محبت و دوستی میان آنان پاشیده نخواهد شد. بلکه کینه و تنفر ناشی از تبعیض در اندیشه محرومان انباشته خواهد شد و جامعه درگیر حوادث دردناکی خواهد گردید که در فرصت مناسب به شکل کاملاً افراطی و خشونت آمیز ظهور خواهد نمود.

خلاصه در چند سطر گفته میتوانیم کی فرایند ملت سازی در کشور ضرورت به بلند بردن اگاهی کُلی مردم در خصوص ملت سازی می باشد . همچنان از بین بردن تعصبات قومی ، نژادی ، سمتی نقش مهمی در ایجاد یک ملت واحد را دارا بوده تا اقشار مختلف کشور با افکار و نظریات متفاوت روی یک چتر واحد شکل گیرد و از ارزش های بزرگ کشور دفاع کند.


#منابع/ Reference

1: www.google.com/ مجله فانوس - .Fanooseaf
2: عدالت اجتماعی و سازو کار های تحقیق آن- روزنامه افغانستان.
3. گفتمان عدالت اجتماعی در افغانستان - روزنامه اطلاعات روز.
4: عناوین و متن ها به اساس افکار و بینش خودی.

Email Adress: elyaswesal995@gmail.com


Comments

Popular posts from this blog

Steps to reduce Stress while studying | Elyas Wesal

د یؤ مناسب کاري چاپېریال شپږ ځانګړتیاوې.

د ماموریت ، لرلید او ارزښتونه پېژندنه |